ابر چالش مدیریت منابع انسانی” یا “ابر چالش سرمایه ی انسانی و مدیریت در ایران”

0 45

سه شنبه و چهارشنبه گذشته، بیست وپنجم و بیست وششم مهرماه در دومین کنفرانس مدیریت منابع انسانی در دانشگاه تهران شرکت کردم. خلاصه ای از  ارائه گزارش دو مقام ملی یعنی مهندس انصاری معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور دکتر طباطبایی رئیس مرکز ملی بهره وری را تقدیم حضور شما می نمایم:

۱- در کشور بیست و سه میلیون نفر شاغل داریم. با تعریف بین المللی فرد با  یک ساعت کار موثر در هر هفته شاغل محسوب می شود.

۲- در کشور  سه و نیم میلیون بیکار داریم. جالب است که دقیقا سه و نیم میلیون نفر هم شاغل بخش حاکمیتی کشور شامل کارکنان سه قوه مجریه و مقننه و قضاییه و تمامی نیروهای نظامی و انتظامی می باشد. ولی تقریبا دو و نیم میلیون نفر مستقیم کارمند دولت هستند.

۳- در سال ۱۳۹۶ مجموعه بودجه کشور برای تمامی ایران ۲۴۰ هزار میلیارد تومان بوده است.  از این مقدار ۲۰۸ هزار میلیارد تومان به هزینه های جاری و برای روزمرگی صرف شده است.  ۳۲ هزار میلیارد تومان صرف پروژه های عمرانی و صنعتی شده است.  و از این ۳۲ هزار میلیارد تومان ۳۰ هزار میلیارد تومان از طریق اوراق قرضه تامین و تهیه شده است.

۴- اعداد فوق نشان می دهد اینکه حاکمیتی که کارش بستر سازی  پیشرفت ملی است. هفت  هشتم یعنی ۲۱۰ از ۲۴۰ هزار میلیارد تومان را خرج خودش کرده است تا امور جاری و روزمره اش بگذرد. قطعا تحقق اهداف پیشرفت ملی در چنین شرایطی کار ساده ای نیست.

۵- راه حل بنیادی اصلاح نظام اداره ی جمهوری اسلامی به معنای کلی کلمه با هدف معین کاهش هزینه های جاری کشور داری در تمامی ارکان دولتی و عمومی و حاکمیتی کشور به منظور باقی ماندن بخش بیشتری از بودجه عمومی دولت برای تخصیص به پروژه های عمرانی و صنعتی و سرمایه ای می باشد. تا کشور در مسیر پیشرفت ملی قرار گیرد.

۶- در شرایط موجود به دودلیل اساسی اصلاح فوری نظام اداری کشورمان ممکن بنظر نمی رسد. نخست اینکه  اراده ای برای کاهش هزینه های جاری اداره ی دولت، موسسات عمومی و ارگان های حاکمیتی وجود ندارد. نخست اینکه عمده ی مدیران دولتی و عمومی و حاکمیتی که  جمعیت ۲۴۰ هزار نفری از نزدیک ۲۴  میلیون شاغل کشور را تشکیل می دهند، علاقه مند به انجام این کار در ورطه ی اقدام و عمل نیستند. زیرا بایستی بسیاری پست های فعلی خود را از دست بدهند یا نفوذ سازمان های خود را کاهش دهند. دوم اینکه اساسا هسته های توانمندی که قدرت اصلاح نظام اداره ی کشور به معنای کاهش دهنده ی هزینه های جاری دولت را در قالب کلنیک های درمان گر بیماری های اداری ایران را به سرانجام برساند،  در دسترس نداریم.

۷-راه حل عملی و عقلانی این است که نظیر نظام مهندسی و انجمن های تخصصی پیمانکاری و کارفرمایی در ناوگان نوسازی بافت فرسوده و توسعه صنعت ساختمان و مسکن و شهرسازی کشور در حوزه ی سرمایه ی انسانی و مدیریت و الان بافت فرسوده نظام اداره ی جمهوری اسلامی ایران هم نظام مشاوره مدیریت و نظام های پیمان کاری در حوزه مدیرت منابع انسانی را در کشور  راه اندازی و حمایت و پشتیبانی کنیم.

۹- قطعا هسته اولیه چنین نظام اصلاح منابع انسانی و ارتقای بهره وری کشور بایستی دانشکده های رشته های  مختلف   مدیریت و بدنه ی  اجرایی  آن دانش آموختگان رشته های مختلف علوم انسانی و مدیریت خواهند بود که به مثابه و شبیه مهندسین مشاور و مجری برنامه های کاربردی به بازسازی ناوگان فرسوده ساختار سرمایه انسانی و مدیریت کشور خواهند پرداخت.

۹- اما برای کوتاه مدت واقعیت این است که کشور مشکل جدی بهره وری دارد. یعنی می توانیم چند برابر میزان فعلی ثروت دانش بنیان تولید کنیم. می توانیم  چند برابر میزان فعلی کارآفرینی و اشتغال ایجاد کنیم. می توانیم چند برابر میزان فعلی تولید با کیفیت ملی داشته باشیم. می توانیم چند برابر میزان فعلی صادرات داشته باشیم. ولی نمی کنیم. نمی خواهیم یا نمی توانیم یا  هر سه مورد است!  اقداماتی ساده از مدلی بومی و ایرانی برای بهبود چرخه بهره وری شامل این هاست:

الف) آموزش های حرفه ای و بروز و متناسب با نیاز های مختلف همه ی ما

ب) ایجاد مرکز انگیزش درونی در افراد

ج ) یادگیری استفاده از تکنولوژی های جدید

د) ارتقای حرفه ای گرایی اخلاقی

ه) ایجاد فضای خلاقیت و نوآوری

و) قبول مسئولیت و  پذیرش سهم خود در خلق وضعیت موجود

ز) پاسخگو نمودن مدیران در تمامی سطوح بالاتر و بالاتر

ح) تلاش برای رسیدن به سلامت روح و روان هرچه بیشتر در میان همه ی ما

ط) کاهش زمان استفاده از موبایل در محیط های سازمانی، اجتماعی و خانوادگی

ی) مقدس شمردن کار و کار و کار با ویژگی های  باورمند، هدفمند، روشمند و هوشمندانه

ک) کمی سازی  و تعیین شاخص های شایسته گزینی در انتصاب های مختلف ریز و درشت در تمامی قوای سه گانه و کشوری ها و لشکری ها

۱۰- از یاد نبریم که پیشرفت ملی در گرو پیشرفت یکایک همه ی ما با همدیگر است. ما برای ارتقای توانایی حل تمامی مسائل خودمان از جمله مسائل  حوزه ی  سرمایه ی انسانی و مدیریت در ایران و نظام حاکمیت دولتی و عمومی و خصوصی آن مستلزم قبول مسئولیت وضعیت موجود و قابل درمان دانستن آن در ذهن یکایک ما و راهبران سازمان های ایرانی در کنار آموزه های عملی برای تغیرات  عمیقی در توانایی تفکر سیستمی، اولویت بندی، نتیجه گرایی، هم کوششی، فهمیدن پیش از تمنای فهمیده شدن، پیگیری هوشمند  برای نو نوارسازی بافت فرسوده نظام سرمایه ی و مدیرت امور عمومی و خصوصی و حتی در زندگی های خانوادگی و شخصی یکایک ما است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.