الگوی جاویدان میرزاتقی خان و آیت الله برای پیشرفت ملی ایرانیان

0 51

پرده ی اول

۲۰ اُم دیماه هر سال یادآور سالروز شهادت صدراعظم با کفایت ایران میرزا محمدتقی خان فراهانی مشهور به امیرکبیر است. ما در تجلیل از بزرگان دینی و ملی خود کم نگذاشته ایم اما هنگامیکه بحث از تحلیل شخصیت ایشان و الگوبرداری از سبک زندگی و سیره رفتاری آنها در ورطه اقدام و عمل پیش می آید، تقریبا کُمِیت همگی ما لنگ می زند. در ادامه فرازهایی از زندگی امیرکبیر که به کار زندگی امروز ما می آید را مرور کنیم:

۱- محمد تقی فراهانی روستا زاده ای متولد سال ۱۲۲۲ هجری قمری در هزاوه از توابع اراک و در گذشته ۱۸ ربیع الاول ۱۲۶۸ در کاشان است. او فرزند کربلای قربان آشپز قائم مقام بود. بنابراین محمد تقی در خانه ی قائم مقام و همراه فرزندان او تربیت شد و در جوانی به مقام منشی گری قائم مقام رسید و مصادق بارزِ روستازادگان دانشمندی است که به وزیری پادشاه رسید.

۲- نخستین ماموریت سیاسی میرزا تقی خان پس از قتل گریبایدوف روسی بود که بعنوان منشی همراه عباس میرزا برای عذرخواهی نزد تزار روسیه رفت. اما دومین ماموریت مهم وی ریاست هیات نمایندگی ایران در کنفرانس ارزنه الروم برای حل اختلافات مرزی با دولت عثمانی بود که دو سال به طول انجامید.

۳- پس از قتل محمد شاه امیرکبیر همراه ناصرالدین شاه راهی تهران شد. پس از آنکه ناصرالدین شاه بر تخت نشست امیرنظام را به صدر اعظمی تعیین کرد. عین متن فرمان شاه چنین است:

“ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسوول هر خوب وبدی که اتفاق می‌افتد می دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم. به جز شما به هیچ کس دیگر چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم.”

۳- امیرکبیر برای انتظام و ارتباط با کشورهای دیگر بویژه اروپاییان اهمیت زیادی قائل بود. وی میرزا محمدعلی خان شیرازی را به وزارت خارجه گماشت و از سفرای خارجی خواست از آن پس تمام مکاتباتشان با وزیر خارجه باشد و از رجوع مستقیم به شاه و صدراعظم خودداری نمایند. امیرکبیر در لندن و سنت پترزبورگ دو قلب قدرت آن روز جهان سفارتخانه دائمی ایجاد کرد. امیرکبیر برای افزایش  کیفیت ارتباطات خارجی آموزش زبان خارجی را ترویج و هیئتی از مترجمان ایجاد کرد.

۴- امیرکبیر مدرسه دارالفنون را در ۷ شعبه تاسیس کرد. این اولین مدرسه جدید ایران بود. در دارالفنون  اصول علمی جدید و دانش های مهندسی، پزشکی و فنون مختلف به جوانان آموزش داده می شد. و زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی از دروس اصلی بود. بسیاری از معلمان آن از کشورهایی نظیر اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند.

۵- به کوشش امیرکبیر اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در ۵ ربیع الاول ۱۲۶۷ قمری برابر ۸  ژانویه ۱۸۵۱ میلادی منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای همه افراد دولتی که بیشتر از ۲۰ تومان حقوق می گرفتند، اجباری بود.

۶- شاهکار امیرکبیر در دوران صدر اعظمی اش مبارزه با فساد و رشوه خواری بود. او دستور داد دریافتی های بی حساب  و کتاب و مواجب  بی جهتی که افراد از دستگاههای حکومتی می گرفتند قطع شود. امیرکبیر، حقوق شاه را کاهش داد و به ماهیانه ۲۰۰۰ تومان رساند. امیرکبیر قوانین مالیاتی را سامان داد و صورت عواید و مخارج را تعدیل کرد و تیولدارانی که حق عوارض دیوان را نمی دادند تیول آنها به دستور امیر ضبط می شد. امیر برخی از مستمری ها را قطع و برخی را کاهش داد. رقم خالص درآمد کشور در سومین و آخرین سال صدرات امیرکبیر ۳ میلیون تومان بود و مخارج کشور حدود دو میلیون وشصدهزار تومان بود.

۷- در حوزه اصلاحات اجتماعی امیرکبیر تمامی القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیانهای بی شماری می دانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه “جناب” اکتفا می کرد. به دستور وی رسم های باطل قمه کشی و لوطی بازی از شهرها و راهها برداشته شد. حمل سلاح گرم و سرد ممنوع شد. همچنین او قاعده بست نشینی را لغو کرد. مایع کوبی و واکسیناسیون برای اولین بار در زمان امیرکبیر رخ داد.

۸- در سروسامان دادن به نیروهای نظامی و امنیتی وضع لباس آنها را مرتب و منظم کرد و نهادن افراد در مقابل شغل و سمت را پایه گذاری کرد و رسم بخشیدن مناصب بی شغل را بر انداخت و برای تامین باروت ارتش تعدادی کارگاه تولید باروت در کشور ایجاد کرد.

۹- تمام طول دوران صدارت امیرکبیر ۳ سال و ۳ ماه بود که با مخالفت تعداد زیادی از نزدیکان از جمله مهدعلیا و میرزا آقاخان نوری و اطرافیان فاسدش سرانجام منجر به حکم عزل امیرکبیر شد. آنان که او را مخالف متامع و منافع ناحق خود دیدند تهمت زدند که امیرکبیر داعیه سلطنت دارد. نهایتا از تمامی مناصب خلع شد و به عنوان یک زندانی تبعیدی به کاشان فرستاده شد. این تبعید چهل روز به طول انجامید سرانجام در ۱۸ ربیع الاول ۱۲۶۸ در حمام فین کاشان رگهای دست و پایش را زدند و پس از مدتی میرغصب به میان دو کتف امیر کوبید. امیرکبیر در خون غلطتید و با دستمالی خفه اش کرد. و مردی بزرگ تمام شد. امیر ابتدا در همان کاشان دفن شد و سپس به کربلا منتقل گردید. بر دیوار آرامگاه وی در کاشان چنین نوشته اند:

نادانی شه گرفت دامان امیر                     تا نیشتر آمد به رگ جان امیر

بربست سعادت را بروی ما در                   بگشودچو جوی خون ز شریان امیر

۱۰- آنچه به کار امروز یکایک ما می آید اینکه پیشرفت ملی در گرو پیشرفت یکایک همه ی ما با همدیگر است. یکدست صدا دارد و با یک گل بهار می شود به شرطی که ما بدانیم، بخواهیم و بتوانیم. خواستن و دانستن خود را به مهارت و شایستگی های حرفه ای تبدیل کنیم. و همه ی ما با هم و اگر هم نیامدند با یک همیار و اگر آن را هم نیافتیم به تنهایی گفتمان پیشرفت ملی را دنبال کنیم. چرا که حضرت حق در سوره سباء فرمود: تنها یک پند و اندرز را از من بشنوید و با حرکتی باورمندانه به یاری خدا هدفمندانه برای بهبود معیشت و پیشرفت دین و دنیای خود به پا خیزید.

 قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى(سوره سباء آیه ۴۶) بگو من فقط به شما یک اندرز مى‏ دهم که دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید.

آنکه می گفت ز یک گل نشود فصل بهار

چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید.

پرده ی دوم

سردار سازندگی و پیشرفتِ ایران معاصر و مولف کتابِ امیر کبیر قهرمان مبارزه با استعمار، مرحوم هاشمی در شب سالگرد  رگ زدن و  شهادت امیر کبیر در حمام فین کاشان و در سالروز قیام مردم قم در ۱۹ ام دی ماه ۱۳۵۶ یعنی شروع حرکت عمومیِ مردمی برای پیروزی انقلاب اسلامی به لقاالله رسید. شاید  سال گذشته، پس از رحلت امام عزیزمان، مردم وفادار ایران، جانگداز ترین خبر را شنیدند.  مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی چه ویژگی های ممتاز و متفاوتی داشت که این چنین ماندگار شد:

۱- هاشمی تجلی اسم صبار خداوند و مصداق الصبر مفتاح الفرج بود. ما امروز سخت محتاج صبوری، خویشتن داری، تاب آوری و ارتقای ظرفیت های وجودی شخصی، حزبی و ملی خود برای پیشرفت ایران هستیم. از یاد نبریم که امام خمینی می فرمود: “انتقاد دیگران و حتی تخطئه دیگران از مواهب الهی است.” بشرطی که ما ظرفیتش را داشته باشیم و آقای هاشمی در حد اعلای کلمه از این ظرفیت وجودی و  عمق شخصیتی برخوردار بود.

۲- هاشمی عاقلی کامل بود. از یاد نبریم که العقل اول ما خلق الله. ما امروز چقدر نیازمندِ بازگشت به عقلانیت هستیم. عُقلا هیجانات و احساس های آنی خود را مدیریت می نمایند و بجای رفتارهای واکنش گرایانه، سیستم رفتاری ثابت، استوار و”پیش کُنِش گرایانه ای” دارند.

۳- هاشمی کلان نگر، صاحب دید گاه های راهبردی و تفکر سیستمی بود. عنصری که حلقه مفقوده ی فعالیت های روز مره ی همه ی ماست. راز تئوری پیشرفت هر کشور، چشم انداز هایِ بلند مدتِ مردم و مسئولان آن جامعه است.

۴- هاشمی برنامه محور بود. به یاد داریم که برنامه ریزی های پنجساله اول و دوم  در دوران ریاست او بر مجلس شورا  تدوین و در زمان ریاست جمهوری وی اجرایی گردید. برنامه ها، چراغ راه پیشرفت ملت هاست.

۵- هاشمی در کنار مبانی تئوری، عاملِ به آنها در ورطه ی اقدام و عمل بود. اساسا ایشان مشهور به عمل گرایی در میان علمای کشور بود. هاشمی عالمِ عامل و نافع به زندگی صبح تا شام ایرانیان بود.

۶- هاشمی باورمند به تحزب، کادر سازی و زایش سازمانی بود. هنوز و پس از نزدیک به گذشتِ سه دهه، پیشرفت های سه ساله ی اخیر کشور مرهون و توسط بقایای نسلی، اجرایی می شود که در مجموعه کارگزاران سازندگی توسط او پرورش یافتند. پیشرفتِ ملت ها، مدیونِ عملکردِ حرفه ای و اخلاقی مدیرانِ پیشرفته و تربیت شده ی آنان است.

۷- هاشمی معتدل بود. امام علی علیه السلام می فرماید: عاقل در میانه راهی ایستاده است که جاهل در حال افراط و تفریط در آن است. خداوند هم می فرماید: کونوا امه وسطا. کشور امروز بیش از هر زمان دیگری برای پیشرفت، به این عُقلایِ معتدل و رفتارهایِ میانه، به تعبیر مولا علی ع محتاج است.

۸- هاشمی با مردم  زیست، با مردم  بود و با مردم رفت. جسارت اینکه بارهایِ بار خود را در معرض رای مردم قرار دهد را داشت. اگر هم برخی نوبت ها، رای مردم چیزی غیر از انتخاب وی بود، قاعده بازی را به هم نزد. پیشرفت سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی کشور ها، نیازمند حرکت مردم سالار، حرفه ای ، اخلاق مدار و مطابق قانون اساسی و قوانین جاری آنها است.

۹- هاشمی انسان بود. مثل همه ی ما آدم ها، در مسیر حرکت ۶۰ ساله فعالیت های مبارزاتی و سازندگی خود رشد کرد. کمال یافت و بر دانش تخصصی  و تجربه تحلیلی اش افزود. از گذشته اش بازخورد گرفت و اشتباهاتش را مستمر تصحیح می کرد. اما تمام زندگی اش مشحون از سرریز اجتماعی و نذر فرهنگی و اقتصادی بود. تا هزینه های خانواده ی زندانیان سیاسی دوره پهلوی را از اموال شخصی اش پرداخت. در جوامع بشری پیشرفته انسان ها همه در مسیر تکامل مستمر  و عبرت آموزی ، تجربه اندوزی و  دارای سرریز اجتماعی در ابعاد اقتصادی  و اجتماعی شان هستند.

۱۰- آخرین و مهمترین اینکه هاشمی تابع و همراه رهبران انقلاب و نظام بود. هاشمی فرزند معنوی امام خمینی (ره) و  رفیقِ شفیق و دیرین رهبری بود و پایدار ماند، تا به رحمت  خدا رفت. اما همواره دیدگاه ها و نظرات مشورتی اش را تقدیم ایشان می نمود. جایش خالی است. او همیشه بزرگ خواهد ماند.

به تعبیر زیبای سهراب سـپهری:

به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم میگذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهدماند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز….

زندگی نام نکویی ست، که خارش کردیم،

زندگی نیست بجز نم نم باران بهار، زندگی نیست بجز دیدن یار

زندگی نیست بجزعشق، بجزحرف محبت به کسی، ورنه هرخاروخسی، زندگی کرده بسی،

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد، دوسه تا کوچه وپس کوچه، ولی اندازه یک عمر بیابان دارد.

ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟

خدایش رحمت کند و با مرادش امام خمینی و با صلحا و شهدا محشورش فرماید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.