امیرکبیر

0 59

با نام و یاد خدای مهربان و پروردگار مدد رسان

۲۰ اُم دیماه هر سال یادآور سالروز شهادت صدراعظم با کفایت ایران میرزا محمدتقی خان فراهانی مشهور به امیرکبیر است. ما در تجلیل از بزرگان دینی و ملی خود کم نگذاشته ایم اما هنگامیکه بحث از تحلیل شخصیت ایشان و الگوبرداری از سبک زندگی و سیره رفتاری آنها در ورطه اقدام و عمل پیش می آید، تقریبا کُمِیت همگی ما لنگ می زند.

در ادامه فرازهایی از زندگی امیرکبیر که به زندگی امروز ما می آید را مرور می کنیم.

۱- محمد تقی فراهانی روستا زاده ای متولد سال ۱۲۲۲ هجری قمری در هزاوه از توابع اراک و در گذشت ۱۸ ربیع الاول ۱۲۶۸ در کاشان است. او فرزند کربلای قربان آشپز قائم مقام بود. بنابراین محمد تقی در خانه ی قائم مقام و همراه فرزندان او تربیت شد و در جوانی به مقام منشی گری قائم مقام رسید و مصادق بارز روستازادگان دانشمندی است که به وزیری پادشاه رسید.

۲- نخستین ماموریت سیاسی میرزا تقی خان پس از قتل گریبایدوف روسی بود که بعنوان منشی همراه خسرو میرزا برای عذرخواهی نزد تزار روسیه رفت. اما دومین ماموریت مهم وی ریاست هیات نمایندگی ایران در کنفرانس ارزنه الروم برای حل اختلافات مرزی با دولت عثمانی بود که دو سال به طول انجامید.

۳- پس از قتل محمد شاه امیرکبیر همراه ناصرالدین شاه راهی تهران شد. پس از آنکه ناصرالدین شاه بر تخت نشست امیرنظام را به صدر اعظمی تعیین کرد. عین متن فرمان شاه چنین است:

“ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسوول هر خوب وبدی که اتفاق می‌افتد می دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم. به جز شما به هیچ کس دیگر چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم.”

۳- امیرکبیر برای انتظام و ارتباط با کشورهای دیگر بویژه اروپاییان اهمیت زیادی قائل بود. وی میرزا محمدعلی خان شیرازی را به وزارت خارجه گماشت و از سفرای خارجی خواست از آن پس تمام مکاتباتشان با وزیر خارجه باشد و از رجوع مستقیم به شاه و صدراعظم خودداری نمایند. امیرکبیر در لندن و سنت پترزبورگ دو قلب قدرت آن روز جهان سفارتخانه دائمی ایجاد کرد. امیرکبیر برای افزایش  کیفیت ارتباطات خارجی آموزش زبان خارجی را ترویج و هیئتی از مترجمان ایجاد کرد.

۴- امیرکبیر مدرسه دارالفنون را در ۷ شعبه تاسیس کرد. این اولین مدرسه جدید ایران بود. در دارالفنون  اصول علمی جدید و دانش های مهندسی، پزشکی و فنون مختلف به جوانان آموزش داده می شد. و زبانهای انگلیسی، فرانسه و عربی از دروس اصلی بود. بسیاری از معلمان آن از کشورهایی نظیر اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند.

۵- به کوشش امیرکبیر اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در ۵ ربیع الاول ۱۲۶۷ قمری برابر ۸  ژانویه ۱۸۵۱ میلادی منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای همه افراد دولتی که بیشتر از ۲۰ تومان حقوق می گرفتند اجباری بود.

۶- شاهکار امیرکبیر در دوران صدر اعظمی اش مبارزه با فساد و رشوه خواری بود. او دستور داد دریافتی های بی حساب  و کتاب و مواجب  بی جهتی که افراد از دستگاههای حکومتی می گرفتند قطع شود. امیرکبیر حقوق شاه را کاهش داد و به ماهیانه ۲۰۰۰ تومان رساند. امیرکبیر قوانین مالیاتی را سامان داد و صورت عواید و مخارج را تعدیل کرد و تیولدارانی که حق عوارض دیوان را نمی دادند تیول آنها به دستور امیر ضبط می شد. امیر برخی از مستمری ها را قطع و برخی را کاهش داد. رقم خالص درآمد کشور در سومین و آخرین سال صدرات امیرکبیر ۳ میلیون تومان بود و مخارج کشور حدود دو میلیون وشصدهزار تومان بود.

۷- در حوزه اصلاحات اجتماعی امیرکبیر تمامی القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیانهای بی شماری می دانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه “جناب” اکتفا می کرد. به دستور وی رسم های باطل قمه کشی و لوطی بازی از شهرها و راهها برداشته شد. حمل سلاح گرم و سرد ممنوع شد. همچنین او قاعده بست نشینی را لغو کرد. مایع کوبی و واکسیناسیون برای اولین بار در زمان امیرکبیر رخ داد.

۸- در سروسامان دادن به نیروهای نظامی و امنیتی وضع لباس آنها را مرتب و منظم کرد و نهادن افراد در مقابل شغل و سمت را پایه گذاری کرد و رسم بخشیدن مناصب بی شغل را بر انداخت و برای تامین باروت ارتش تعدادی کارگاه تولید باروت در کشور ایجاد کرد.

۹- تمام طول دوران صدارت امیرکبیر ۳ سال و ۳ ماه بود که با مخالفت تعداد زیادی از نزدیکان از جمله مهدعلیا و میرزا آقاخان نوری و اطرافیان فاسدش سرانجام منجر به حکم عزل امیرکبیر شد. آنان که او را مخالف متامع و منافع ناحق خود دیدند تهمت زدند که امیرکبیر داعیه سلطنت دارد. نهایتا از تمامی مناصب خلع شد و به عنوان یک زندانی تبعیدی به کاشان فرستاده شد. این تبعید چهل روز به طول انجامید سرانجام در ۱۸ ربیع الاول ۱۲۶۸ در حمام فین کاشان رگهای دست و پایش را زدند و پس از مدتی میرغصب به میان دو کتف امیر کوبید. امیرکبیر در خون غلطتید و با دستمالی خفه اش کرد. و مردی بزرگ تمام شد. امیر ابتدا در همان کاشان دفن شد و سپس به کربلا منتقل گردید. بر دیوار آرامگاه وی در کاشان چنین نوشته اند:

نادانی شه گرفت دامان امیر                     تا نیشتر آمد به رگ جان امیر

بربست سعادت را بروی ما در                   بگشودچو جوی خون ز شریان امیر

۱۰- آنچه به کار امروز یکایک ما می آید اینکه پیشرفت ملی در گرو پیشرفت یکایک همه ی ما با همدیگر است. یکدست صدا دارد و با یک گل بهار می شود به شرطی که ما بدانیم، بخواهیم و بتوانیم. خواستن و دانستن خود را به مهارت و شایستگی های حرفه ای تبدیل کنیم. و همه ی ما با هم و اگر هم نیامدند با یک همیار و اگر آن را هم نیافتیم به تنهایی گفتمان پیشرفت ملی را دنبال کنیم. چرا که حضرت حق در سوره سباء فرمود: تنها یک پند و اندرز را از من بشنوید و با حرکتی باورمندانه به یاری خدا هدفمندانه برای بهبود معیشت و پیشرفت دین و دنیای خود به پا خیزید.

 قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَهٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى(سوره سباء آیه ۴۶) بگو من فقط به شما یک اندرز مى‏ دهم که دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید.

آنکه می گفت ز یک گل نشود فصل بهار

چه خبر داشت که همچون تو گلی می روید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.