تئوری حل فجایع و مدیریت برجام

0 142

۱ –  در مدیریت کلان و علمی جهان نظر غالب اساتید برآن است که بایستی فجایع را به اَبر بحران، بحرانها را به مشکلات بغرنج و پیچیده، مشکلات پیچیده را به مشکلات عادی و مشکلات را به مسئله تبدیل نمود و آنگاه برای مسائل راه حل منطقی یافت.

۲ –  اساساً وقتی ما با مسائل روبه رو می شویم یا خودمان آن را حل می کنیم یا از اساتید و مشاوران کمک می گیریم. یا مسئله را الگوکاوی کرده و از تجارب دیگران راه حلی می یابیم. یا به صورت تقلیدی از روی فرد کناری یا کشور کناریمان کپی برداری می کنیم و در بدترین وضعیت هم یادمان هست که در جلسه امتحان با زرافه کردن گردن و دوربُرد نمودن چشمان خود به حل مسئله می پرداختیم. بالاخره برای مسئله راه حلی می یافتیم.

۳ – آقای دکتر فاضلی هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی که اتفاقاً پس از تحصیلات مهندسی به علوم انسانی و رشته جامعه شناسی روی آورده است می گوید: ما با ۲۱ فاجعه ملی مواجه هستیم که تاکنون فقط برای ۳ مورد آنها راهکاری اندیشیده ایم. نخستین آنها جنگ تحمیلی بود که نهایتاً با نوشیدن زهر و قبول قطعنامه به آن خاتمه دادیم. دومی قانون دو دهه برزمین مانده هدفمندی یارانه ها بود که تا عاقلان اندیشه می کردند دیوانه ای آن را اجرا کرد. و سومین آنها فاجعه ی قرارگرفتن ایران در ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد و قرارگرفتن کشور در محاصره چندین قطعنامه الزام آور شورای امنیت بود که با مذاکرات هسته ای به توافق برجام منجر شود.

۴ –  نگارنده معتقد است که مدل مدیریتی کلان ما برعکس استاندارد جهانی عمل می کند. یعنی اجازه می دهیم، مسائل لاینحل باقی بمانند تا به مشکلات و سپس مشکلات بغرنج تبدیل شوند. وقتی از دامن آنها بحرانها و اَبر بحرانها زاییده شده و نهایتاً فاجعه به بار آوردند، ما ایرانیان مهارت استثنایی و ویژه ای در حل فجایع داریم.

۵ –  نخستین مثال از حل یک فاجعه، خودِ انقلابِ عظیم اسلامی ما بود که رژیم منحوس خودفروخته ­ی پهلوی را سرنگون کرد. رژیمی که با تصویب کاپیتولاسیون عزت یک سگ خارجی را از یک شهروند بلندپایه حتی وزیر و وکیل و مرجع ایرانی بالاتر برده بود و با ورود به مقبولات بدیهی دینداری مردم سخت آنها را آزرده خاطر و مشوش نموده بود.

۶ –  دومین مثال از حل فاجعه موضوع گروهک های معاند بود که بیش از هزار نفر از موثرترین و فرهیختگان ملی را به کام مرگ فرستاند و ۱۷ هزار شهروند عادی هم را ترور و به شهادت رساندند. فاجعه­ی سوم که به حل آن موفق شدیم قصه­ی تلخ هواپیماربایی در سالهای نخست انقلاب بود که در ۳۵ سال گذشته حتی یک بار هم به آن اجازه تکرار ندادیم. در حالیکه در آن سالها امنیت را از آسمان ما گرفته بودند و هیچ هواپیمایی نمی دانست که به مقصد می رسد یا نه.

۷ –  فاجعه ­ی بعدی که به آن اشاره هم شد خاتمه­ی جنگ گرم و موشک باران شهرها و زدن هواپیمای مسافربری، سکوهای نفتی در سال ۱۳۶۷ بود که با نامه­ی معروف فرمانده وقت سپاه و رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه به حضرت امام مبنی بر اینکه دیگر نه گلوله ای برای پرتاب و نه پولی برای تامین مایحتاج مردم وجود ندارد با نوشیدن جام زهر توسط رهبر کبیر انقلاب اسلامی به سرانجام رسید. مثال بعدی از فاجعه ­ای که به حل آن موفق شدیم کشتارهای جاده ای در ایران بود که در سالهای دهه ی ۷۰ نسبت به تصادفات جاده ای ما را متناسب با تعداد ماشین و جاده های آسفالت در مقایسه با معیارهای بین المللی ما را به رتبه ی تک رقمی کشتارهای جاده ای در جهان تبدیل کرده بود. اما با تدبیر عمومی امروز به یک مسئله ی ملی در راهِ حل شدن قرار دارد.

۸ –  شاید آخرین فاجعه ­ی خودساخته ­ایی که به حل آن موفق شدیم حذف فردی از سپهر سیاسی رسمی کشور با ر­دِ صلاحیت او و دو یار غارش توسط شورای نگهبان بود. شخصی که آخرین ماموریت خود را در دوقطبی سازی فضای ملی و ایجاد بزرگترین شکاف اجتماعی یافته بود. اگر چه هنوز دولت بهار دارد و ویدئو پراکنی می کند، اما دیگر از کوددهی سرزمین ما بازداشته شده است.

۹ –  همه ­ی این مثال ها را نگارنده زد تا به اینجا برسد که فاجعه ­ی دیگری در راه است. شکافی عمیق در توافق برجامی ما با گروه ۱+ ۵ به وجود آمده است و در واقع امروز ما مانده ایم و ۱- ۵ .  روسیه ما را دعوت به سازش با اسرائیل می کند و چین به دنبال بهره برداری های اقتصادی خود است و شرورترین عضو برجام که حالا از بازی رسمی خارج شده است با قدرت و نفوذ تمام به دنبال برهم زدن بازی دیگران با ماست، با این تفاوت که این بار یک بیزینیس من سکاندار آمریکاست و برای ماندن هر روز در سوریه برای هر سربازش ۸ هزار دلار از عربستان و امارات و دیگر شیوخ عرب می گیرد و یکجا با رقص یک شمشیر در عربستان ۵۰۰ میلیارد دلار سلاح به آنها می فروشد و البته همزمان برای مصرف آنها به دنبال ایجاد جنگ بین ما و عربستان و برگشت تمام تحریم ها و قرار گرفتن مجدد در ذیل فصل هفتم منشور شورای امنیت سازمان ملل متحدد است.

۱۰–  به نظر می رسد برای نجات عالم اسلام از بزرگترین فاجعه ­ی ۱۴ قرن گذشته یعنی رویارویی خانمان سوز و بنیاد برافکن بین دو قطب و نماینده­ ی اسلام عربی و اسلام اصیل شیعی نیازمند حل این فاجعه از طریق نوشیدن شوکرانی دیگر و خروج کشور از جنگ سرد کنونی و جلوگیری از تبدیل آن به یک جنگ فاجعه بار تمام عیار بین ایران و عربستان یا ایران و اسرائیل و البته هر دو به پشتیبانی تمام عیار ایالت متحده باشیم. ما ثابت کرده ایم که برای پیشرفت ملی ایرانیان قادر به حل فجایع ملی هستیم، تا باشد چنین باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.