در متن دهه فجر انقلاب اسلامی ایران

0 48

در آستانه ۲۲ بهمن و در آغاز سی و نهمین سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته ایم. بنابر واقعیت تاریخی دهه فجر جدا کننده گذشته ما ایرانیان از آینده ی ماست. یعنی مردم ما از رابطه سلطان و رعیت یا غالب و مغلوب پادشاهان با خود خارج شدند و نقشی جدید و بدیع در تعیین سرنوشت خود یافتند. مسلمانان ایرانی صاحب رای شدند و در اولین رای خود با بیش از ۹۸ درصد نظر موافق نظام جمهوری اسلامی را برای اداره کشورشان برگزیدند.

۲- اولین درس بزرگ ما از این پدیده سترگ، اهمیت احساس مسئولیت و درک اهمیت حضور برای تعیین سرنوشت خود و تعیین سبک اداره امور معیشتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مان به دست خودمان است. اساساً حضور، آمادگی، سرزندگی، نشاط و پیشرفت ملی می آورد و عدم حضور، غفلت بی تدبیری و شکست را همراه خود دارد.

۳- شعارهای اساسی ما در سال های پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی شامل ” استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی” و ” نه غربی، نه شرقی، جمهوری اسلامی” و تاکید بر نقش بی بدیل رهبری در انسجام بخشی و وحدت آفرینی بود.

۴- در دوازدهم بهمن ماه بزرگترین استقبال تاریخ ایران زمین از حضرت امام(ره) صورت پذیرفت به طوریکه بر اساس شواهد تاریخی به ۳۳ کیلومتر می رسید و در صبح روز شنبه ۱۴ بهمن ماه مصاحبه ی مطبوعاتی ایشان با ۳۰۰ خبرنگار ایرانی و خارجی برگزار گردید و در همانجا بود که فرمود” کاری نکنید که مردم را به جهاد دعوت کنم” و در تعیین اعضای شورای انقلاب خبر داد و دو روز بعد طی فرمانی مهندس بازرگان را بعنوان نخست وزیر موقت تعیین نمود و برگزاری همه پرسی درباره تغییر رژیم، برگزاری انتخابات مجلس موسسان(خبرگان قانون اساسی) و انتخابات مجلس را از وظایف این دولت تعیین نمود. که همه ی این موارد در کمتر از دو سال محقق شد.

۵- آن روزگار همه بودند. همه با هم بودند. همه منافع ملی را ترجیح می دادند. همه کمک به محرومان و مستضعفان را تکلیف خود می دانستند. همه به جمهوریت و اسلامیت اعتقاد داشتند و جمهوری اسلامی را یک حقیقت واحد برای تحقق مردم سالاری دینی برگزیدند.

۶- ما امروز به فرمایش مقام معظم رهبری نیاز به کرسی های آزاد اندیشی و نقد مودبانه عملکردمان در ورطه اقدام و عمل و در عرصه تاریخ سازی ۴۰ سال گذشته خود داریم. اساساً هر فرآیند، سیستم، سامانه یا نظام هوشمندی که خود را مبرای از بازخوردگیری، نقد پذیری و ثمرات تفکر انتقادی بگیرد یا بداند، نرخ رشد پیشرفت آن کُند یا میرا خواهد شد. تفکر انتقادی یعنی اینکه مستدل و تیزبینانه درباره اینکه چه چیزی را باور داریم و چه اعمالی را انجام می دهیم باز اندیشی  کنیم.

۷- پیامبر خدا(ص) هدف از بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق برشمردند.( إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ). اخلاق مفهوم کلی و عامی است که متشکل از مولفه های نظیر راست گفتاری، درست کرداری، وفای به عهد، امانتداری، انصاف، شجاعت، مردم داری، مروت، خویشتن داری و تاب آوری می باشد.

۸- وقتی این مولفه های اخلاق فردی در بستر اجتماعی و هویت جمعی در قلب حیات خانوادگی، اجتماعی و سازمانی ما به نحوی باورمند، هدفمند، روشمند و هوشمند جاری شوند به معنی قرار گرفتن ما در مسیر تحقق اهداف آرمانی انقلاب اسلامی برای پیشرفت ملی خواهد بود.

۹- هر میزان که مبانی حرفه ای گرایی اخلاقی در سازمان و مدیریت مطمع نظر خویش قرار دهیم و در کنار عنصر مدیریت، فرهنگ عمومی برای ” خواست و برخاستن”، ” دانایی و دانش تخصصی برای دانستن” و ” ابزار و فناوری روز برای توانستن” را به کار گیریم، زودتر، بهتر و کم هزینه تر به مقاصد بلند انقلاب اسلامی نزدیک خواهیم شد. بی هیچ تردیدی سرطان اجتماعی جوامع امروزی، فساد سازمان یافته است که بزرگترین مانع پیشرفت ملی در هر جامعه ای می باشد.

۱۰- هر اصلاح و ادعای اصلاحی جز از مسیر خود اصلاحی شخصی، خود اصلاحی خانوادگی، خود اصلاحی سازمانی، خود اصلاحی فرآیندی، خود اصلاحی سیستمی، ابر سیستمی و نهایتاً خود اصلاحی ملی راه به جایی نخواهد برد و ما را از مقصود و منظورمان دور خواهد کرد. یادمان نرود که هدف غایی ما ساختن ایرانی است که هر کس از هر کجای دنیا به این سرزمین نگاه کرد معجزه اسلام و ایران در پیشرفت ملی ایرانیان و ظرفیت ایشان برای سومین تمدن سازی پس از ایران باستان و ایران پس از اسلام را در قرن بیست و یکم و پس ازآن را نظاره گر باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.