فرمان های لغو / پند های بیهوده مانعی برای پیشرفت خانوادگی و اجتماعی

0 463
  1. زندگی بدون پند شاید نه ممکن و نه مطلوب باشد. اما آیا اندیشیده ایم، پندها و موعظه های چه سرنوشتی پیدا می کنند؟ درنقش پدر یا مادر برای اعضای خانواده و فرزندان خود و در نقش صاحبان منابر و تریبون ها و رسانه ها در اجتماع، پند و مواعظ ما چه فرجامی می یابند؟
  2. پند ها و نصایح ما چه سرانجامی پیدا کرده و به چه فرجام هایی منجر می شوند؟ نخست نیک فرجامی است. دوم بی فرجامی است و سوم بد فرجامی پند و پیمان های مختلف ما می باشد. نیک فرجامی وضعیت مطلوب ماست. بی فرجامی هم یعنی اینکه شنوندگان نصیحت های ما یک گوش خود را در، و دیگری را دروازه نمایند و پندهای ما را مورد بی توجهی کامل قرار دارند.
  3. مسئله به همین جا ختم نمی شود. نتیجه‌ای نامطلوب یعنی بد فرجامی نصایح، پند ها و محراب و منبرها و میکروفون های ما در ۴۰ سال گذشته است.  اینها عناصر اصلی  تشکیل دهنده ی پند و موعظه هستند: کسی که پند می دهد. کسی که پند می گیرد. درون مایه یا محتوای پند عنصر سوم است. زبان یا ابزار پنددهی، موقعیت هایی که پند داده می شود، شیوه ی پنددهی و عاملی که سبب پیوند پند دهنده و پندگیرنده می شود، ازجمله دیگر عناصر فرآیند موعظه گری هستند.
  4. اما مطلب مهمتر ریشه ها و نتایج مترتب بر فرمان های لغو و پندهای بیهوده است. شخصیت و ویژگی‌های رفتاری شنونده و مضمون پندها از دلائل بد فرجامی نصایح و پند های ما می باشند. دیگران بیشتر از گفتار زیبای ما از اعمال ما می آموزند. بطور مثال فرزندان از والدین خود و شهروندان از حکمرانان شان در ورطه ی اقدام و عمل می آموزند و عینا تکرار می نمایند.
  5. اما از منظر محتوای پندها گاهی ما امری ناممکن را می طلبیم. زمانی پند به چیزی می دهیم که امکان اجتماعی وقوع ندارد. بسیاری موارد پندهایی برعکس هنجارهای فراگیر می دهیم. وقتی پندهای ما به زبان غیرقابل قبول و غیر قابل فهمی بیان می شود. در شرایطی هم دچار انباشت بی مورد و تراکم بی ربط حجم و دفعات تکرار نصیحت کردن، می شویم.

۶.پیامدهای مختلف نامطلوب پندهای بدفرجام و فرمان های لغو ما در خانواده و اجتماع موجب سردرگمی و سرگشتگی فرزندان و شهروندان ما، احساس بلاتکلیفی و تعارض، احساس گناه و اتهام از منظر روانشناسی تهدید، احساس فروماندگی و نهایتا در بدفرجامی مطلق به فرومایگی و از بین رفتن بن و اساس شخصیت فرزندان و شهروندان ما می گردد.

  1. اخلاق گریزی و فرار از هر منبر و مجلس وعظ در بین فرزندان و خانواده های ایرانی، بی اعتمادی نسبت به پند دهندگان، پدیده ی فراگیر پندگریزی و موعظه ستیزی، قطع ارتباط و احساس نفرت نمونه های این فرآیند بدفرجام پند دهی است.
  2. جایگزین جهانی پنددهی، رفتار مبتنی براستانداردهای حرفه ای گرایی در چهار ساحت زندگی خانوادگی، زندگی شخصی، زندگی سازمانی و زندگی اجتماعی است. حرفه ای ها در تقویت استانداردها و هنجارها می کوشند. برطبق آنها عمل و این استانداردها را ترویج می نمایند.

  1. ما نیازمند پیشرفت و توسعه چهار بُعدی در توسعه ی فرد، توسعه ی خانواده ها، توسعه ی سازمان و توسعه ی جامعه می باشیم. مدیریت استراتژیک استعداد، شایستگی و انواع مختلف هوش راه جایگزین پند و پیمان های سنتی در جامعه است. سرمایه ی انسانی یعنی انسان به اضافه سرمایه ی فکری، سرمایه ی عاطفی، سرمایه ی معنوی، سرمایه ی دانایی، سرمایه ی فرهنگی، سرمایه ی اجتماعی و سرمایه ی اخلاقی است.

۱۰. از یاد نبریم؛ سرمایه ی انسانی فرآیندی شدنی است و  پیشرفت ملی در گرو پیشرفت یکایک همه ی ما با همدیگر است. پدیده “پند بس” و بازگشت به اقدام و عمل و الگو شدن و الگو دادن در خانواده برای فرزندان و در اجتماع برای شهروندان می باشد. امام صادق(ع) می فرمایند: کُونُوا دُعاهَ النّاسِ إلَی الْخَیْرِ بِغَیْرِ ألْسِنَتِکُم، ‌لِیَرَوا مِنْکُمُ الإجْتِهَادَ وَالصِّدْقَ وَالْوَرعَ. « مردم را با اعمال نیک خود (و نه با زبانهایتان) به نیکی ها دعوت کنید، به گونه‌ای که آنان تلاش و صداقت و پرهیزکاری شما را (به چشم) ببینند».

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.