ماجرای مصرف کالای ایرانی

0 107

دکتر امیرعباس زینت بخش / دکتریمالی اسلامی

به طور کلی، سه نوع کالا یا خدمت واسطه ای، سرمایه ای ومصرفی هستند که یک اقتصاد به آنها نیازمند است.کالاهای واسطه ای یا تولیدی مانند ورق فولاد برای تولیدخودرو، کالاهای سرمایه ای مانند روبات های سازنده خودروو کالاهاى مصرفی مانند خودرو.

آیا واردات همه انواع کالاها و خدمات فوق، مضر به

حال اقتصاد ملی است؟

آنچه که به دلیل ضرر رساندن به تولید کننده داخلی، کاهش اشتغال و خاصیت تورم زایی مورد انتقاد می باشد؛ واردات کالاهای مصرفی است. و بر عکس؛ به جهت اینکه کالاهای واسطه ای و سرمایه ای موجب رونق تولید و اشتغال و کاهش تورم می شوند، واردات آنها نه تنها نا پسند و مذموم نیست بلکه کاهش واردات این کالاها، نشان از رکود و عدم رونق می باشد! بنابراین تمرکز این نوشته روی کالاهای مصرفی وارداتی است. بر اساس آمار سازمان توسعه تجارت، میزان واردات کالاهای مصرفی در شش ماه اول امسال با رشد ۱۵ درصدی نسبت به ۶ ماه مشابه سال گذشته، و بر اساس خود اظهاری

واردکنندگان، بالغ بر ۳ میلیارد دلار است. که به احتمال زیاد می تواند بیش از این میزان باشد چراکه به دلیل بالاتر بودن تعرفه واردات کالاهای مصرفی، وارد کنندگان را بر آن می دارد به اسم کالای واسطه ای و یا سرمایه ای و با هدف پرداخت مالیات کمتر، کالاهای مصرفی را وارد کنند. در ضمن اگر قاچاق کالا را به این میزان اضافه کنیم به اعداد و آمارهای بالا تری خواهیم رسید. البته در همین بازه؛ میزان

واردات کالاهای واسطه ای کاهش ۱۳ درصدی و کالاهای سرمایه ای رشد ۳ درصدی داشته است. با این حساب می توان به طور تخمینی و بر مبنای خود اظهاری واردکنندگان، میزان کالاهای مصرفی وارداتی یک سال کشور را حداقل حدود ۶ میلیارد دلار دانست. از سوی دیگر؛ طبق آمار رسمی، حدود ۲.۵ میلیون نفر بیکار داریم که آمار غیر رسمی تا ۵ میلیون نفر بیکار را هم تایید می کند. فرض کنیم ایجاد اشتغال در شهرستانها برای هر نفر به ۵۰ میلیون تومان سرمایه لازم داشته باشد. بنابراین با هر ۱

میلیارد دلار ارزی که با خرید کالای مصرفی ایرانی بجای مشابه خارجی صرفه جویی می شود، می توان ۸۰ هزار شغل ایجاد کرده و در صورت صرفه جویی نیمی از این ۶ میلیارد دلار ، می توان ۲۴۰ هزار شغل در سال ایجاد کرد وبه عبارت دیگر، حدود ۱۰ درصد از میزان بیکاری رسمی را کاهش داد. پر واضح است که مصرف جایگزین شده کالای ایرانی به جای کالای خارجی و ایجاد اشتغال و تقویت قدرت خرید مصرف کننده؛ جملگی تاثیر مثبت روی رشد اقتصاد ملی می گذارد.

خرید کالای ایرانی منِ نوعی چه تاثیری در رشد

اقتصاد ملی دارد؟

حاکم شهری به مردم خود اعلام کرد ماموران او از شب تا طلوع آفتاب دق الباب کرده و هر خانوار به تعداد هر فرد خانه باید یک لیوان شیر در دیگ ماموران بریزد. اکثر مردم فکر کردند که در تاریکی صدای شیر و آب یکی است و به جای شیر، آب در دیگ ها ریختند و عده ی کمی شیر ریختند. هوا که روشن شد دیدند در دیگ ها آب سفید کمرنگ است! بنابراین، هر خرید کالای ایرانی هم می تواند داخلِ دیگِ شیرِ اقتصاد را سفید تر کند! دولت بهتر است علاوه بر فرهنگ سازی مصرف کالای ایرانی،

تصدی گری خود را در تولید و اقتصاد کاهش داده و با ارائه مشوق های عملی، بخش خصوصی به ویژه شرکت های دانش بنیان و فن آوری را برای ورود به تولید هر سه نوع کالا تشویق کند. علاوه بر آن، تا بهبود اوضاع سهولت کار و کسب)رتبه ۱۲۰ در ۱۸۹ کشور( و کاهش فساد اداری )در حال

حاضر رتبه ایران ۲۷ است که اقتصادهای در مقیاس صفربسیار فاسد و در مقیاس ۱۰۰ بسیار پاک هستند( محققنگردد، بخش خصوصی رغبتی به تولید و کار آفرینی نخواهدداشت.

بخش خصوصی هم خوب می داند که:

اولا در فضای رقابت با کالای خارجی است که می تواند زنده بماند. مثالِ قرار دادن کوسه در تانکر آب توسط صیادان ژاپنی برای تازه نگه داشتن مزه ماهی های گریزانِ داخل تانکر؛ تایید کننده این حقیقت است. بنابراین، قطع کامل واردات نه مقدور است و نه مطلوب! دوما اینکه: با همه ی حمایت های دولتی و مشوق ها و فرهنگ سازی ها، رضایت مشتری از کیفیت محصول نهایی و خدمات ارائه شده؛ معیار قضاوت نهایی او خواهد بود چراکه رالف والدو امرسون هم می گوید: “صدای کار و محصول تو آنقدر بلند است که تعریف هایی که از کار و محصولت می

کنی را نمی توانم بشنوم!”

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.