نقش عقل در پیشرفتِ متوازنِ ایرانیان

0 104

۱ –   صبح زود است. چند ساعتی است در حرم امام رضا(ع) نشسته­ام. مثل همه­ ی زائران گاهی نماز و قرآن و دعا می خوانم. گاهی هم مردم را تماشا می کنم. اما بیشتر وقتم به اندیشه ورزی در این فضای ساکت، معنوی و محل آمد و شد ملائکه ی خداوند می گذرد. سوال اصلی که در این چند ساعت ذهنم را بیشتر از همیشه به چالش کشیده این است که نقش عقل در پیشرفت ملی ما ایرانیان، در پیشرفت شخصی ما، در پیشرفت خانوادگی ما، در پیشرفت سازمان های ما و در پیشرفت اجتماعی واقتصادی و عمرانی و فرهنگی ما اهالی ایران کجاست؟

۲ –  حدیث قدسی متواتری وارد شده است که :”  أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْلُ” یعنی اولین موجودی که خداوند، یعنی آفریدگار عالم هستی و خالق تمامی کائنات و کهکشان ها آفریده و به عالم امکان اهدا نموده، عقل می باشد. مشهور میان مردم است که ما دو نوع عقل داریم یکی عقل معاش و دیگری عقل معاد است. یعنی کسانی که با عقل معاش به رتق و فتق و نظم و نسق زندگی این جهانی خود مشغولند و گروه دیگر با عقل معاد به باورسازی و آبادانی آخرت خود مشغول هستند. البته این تفکیک دو نوع عقل از نظر معرفت دینی غلط و ناپذیرفتنی است.

۳ –  در منطق اول عاقل عالم هستی که پیامبر ختمی مرتبت در حق ایشان فرمود: یا علی الناس من شجر شتى، و أنا و أنت من شجره واحده یعنی من و تو از درخت و ریشه و اصل واحدی هستیم و سایر مردم از ریشه های پراکنده اند. یعنی مولا علی (ع) در پاسخ کسی که نزدش زبان به مزمت دنیا گشوده بود می فرماید: دنیا مسجد اولیای خداست. یعنی دنیا مقدمه و مزرعه و مسیر رسیدن به تعالی و کمال و پیشرفت هر دو جهان است و معاد و معاش در دل هم معنا پیدا می کنند و در دل وجوف هم هویت ساز این جهانی و آن جهانی ما آدمیان می شوند. آنچه مذموم و زشت است اینکه همت بزرگتر و اصلی آدم این جهان مادی شامل جلوه های قدرت، ثروت، شهرت، شهوت و حتی علم و تکنولوژی آن است. برای همین است که در ادعیه­ی ماثوره از اولیای خدا می خوانیم وَ لا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَکْبَرَ هَمِّنَا «و دنیا را بزرگ‏ترین اندیشه و نهایت دانش ما قرار مده» و دوم اینکه آدمی تعلق دوستی او در دنیا و از دنیا بیش از محبت و دوستی به عالم آخرت و سرای باقی باشد که فرموده اند: حُبّ دنیا که حُبُّ الدنیا رَأسُ کلّ خطیئهٍ عشق بازی با دنیای مادی راس و ریشه ­ی هر خطایی است.

۴ –  آبادانی دنیا و بطور خاص کاستن از رنج نوع بشر و کاهش غم و غصه و حُزن دیگران و آگاهی بخشی و افزایش علم و فهم و عقل دیگران دو تکلیف و وظیفه ذاتی ما است که با انسان بودن بر دوش ما نهاده شده است. مگر آبادانی دنیا و آخرت ما جز از مسیر باورسازی عقل می گذرد. ارتقای راست گفتاری، بهبود درست کرداری، تقویت انصاف، ازدیاد پاک دستی، افزایش پاکدامنی، بالابردن سطح مروت، مردم داری، خوش خلقی، خویشتن داری، تاب آوری، شهامت در پذیرش واقعیت ها، شجاعت در بیان حقیقت ها، وفای به عهد، مدیریت موثر وقت و عمرمان و دیگر مکارم اخلاق انسانی؛ از مسیری جز تفکر روشمند و اندیشه ورزی سیستماتیک و باورسازی عقل می گذرد.

۵ –  تعبیر بسیار تندی در قرآن در مورد کسانی وجود دارد که خردورزی، اندیشه گری را تعطیل می نمایند و فقط می خواهند با ماشاله و انشاله و دعانویسی و فال گیری امور خود و خانواده، دیگران و گاهی سازمان یا شرکتی را اداره کنند. می فرماید: الرجس علی الذین لایعقلون یعنی رجس، پلیدی، پلشتی، خباثت و نجاست بر کسانی است که عقل، تعقل، اندیشه گری، خردورزی و تفکر سیستماتیک و نظامند را به کناری می نهند.

۶ –  جالب است بدانیم عقل در منطق دینی و معرفت الهی در مقابل جهل قرار دارد و تنها با علم و درس و مدرسه بدست نمی آید. هرچند با علم بیشتر و نفس مهذب تر غنی تر و با شکوه تر و شکوفاتر می شود. اما بسیارند عالمانی که حض چندانی از عقل ندارند و بسیارند عامیانی که عاقلانی ممتاز می گردند. عقل کل عالم هستی و عاقل کامل حضرت محمدی است که خداوند در حقش می فرماید: رسول نبی امی یعنی پیامبر و پیغام آوری که امی است و هیچ خطی را نمی خواند و نمی تواند بخواند. ودر مقابل ابوجهلی که عالم تمام حکمت های زمان خود است و ابوالحکیم تا اینکه در نتیجه لجاجت و بی عقلی مطلق به جاهل مطلق یعنی ابوجهل تبدیل می شود. نکته دوم اینکه در منطق علوی و نبوی لا مظاهر کالمشاور  هیچ پشتیبانی همچون مشورت وجود ندارد و فرمودند با مشورت عقول مردم را به عقل خود بیفزایید.

۷ –  عقل ما کجاست؟ چقدر عقل داریم؟ چقدر طالب عقل هستیم؟ آخرین نوبتی که از خدا طلب ازدیاد عقل کردیم کی بود؟ چقدر احساس احتیاج عقلی می کنیم؟ آیا مثل زمانی که احساس همیشگی کم پولی داریم. احساس نیازمندی به ازدیاد عقل هم می کنیم؟ تا حالا شده است که کسی راهی مشهد، کربلا یا مکه و مدینه باشد و بگوییم دعا کنید خداوند بر عقل و بصیرت و بینش و فهم و درک و شعورم بیفزاید؟ در مقیاس خانوادگی سازمانی و اجتماعی و اقتصادی و عمرانی قصه بسیار پیچیده تر می شود و شاخص های عقل داری مستلزم ظهور تفکر سیستماتیک، اندیشه ورزی نظام­مند در ورطه­ی اقدام و عمل و در میدان عمل متعهدانه و تعهد عمل گرایانه به فاکتورهایی نظیر نونوارسازی دائمی، تدریج گرایی منطقی، زندگی در متن فعالیتهای با ارزش افزوده، هم کوششی، خرد جمعی، کار تیمی، اولویت بندی و تبیین اَبرپروژه ها، انعطاف پذیری در تغییر روشها در دستیابی به اهداف، نتیجه گرایی و دیدن آخرِ کار و عاقبت روش ها و اهداف و افراد در ابتدای انتخاب آنها می باشد.

 ۸ –  زلزله تنها پدیده ی پیش بینی ناپذیر طبیعت است. یعنی لااقل تا کنون بشر به پیش بینی آن نائل نشده است. اما آیا با بکارگیری عقل و علم و تکنولوژی بشر عاقل و انسان های عاقل و جمع عقلای دنیا در آن طرف ینگه ی دنیا در شرقی ترین نقطه در ژاپن شدیدترین زلزله هایی که با بزرگی نزدیک نُه در مقیاس ریشتر بشر تجربه نموده است و همراه بدترین سونامی هایی که تاکنون ثبت تاریخ شده است را مدیریت و کنترل می کنند و زمین لرزه ای که اگر در همین تهران می آمد یا بیاید چند میلیون کشته بجای می گذارد را با چند ده کشته و زخمی آن هم با آن درجه از مسئولیت پذیری عمومی و نظام آفرینی ملی و تعهد شخصی راهبری می نمایند. آنوقت زلزله۶.۶ ریشتری در بم از ما بیش از پنجاه هزار نفر کشته می گیرد و در کرمانشاه هم که شاهد آن هستیم. ما باید عاقل شویم. عقل را وارد مناسبات خود کنیم. عاقلانه بیندیشیم. خداوند پسرخاله و عموزاده ی هیچ قومی نیست و نسبت های الهی برای هیچ کس تغییر نمی کند. وَ لَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللهِ تَبدیلاً (آیه ۲۳ سوره مبارکه فتح) هیچ تغییر وتبدیلی در قوانین حضرت کردگار وجود ندارد و إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم (آیه ۱۱ سوره مبارکه رعد) خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملت و آدمی را تغییر نمی دهد تا زمانی که خودشان بخواهند.

۹ –  مثال دوم و ملموس ما ایرانیان سرنوشت صنعت نفت در این کشور است. برای درک بهتر مطلب و امکان مقایسه­ی ذهنی صنعت نفت ایران و صنعت نفت نروژ را از چند جنبه با هم مقایسه می کنم تا ببینیم در صد و ده سال گذشته با این نعمت عظمای الهی و با این طلای سیاه چه کرده ایم. ایران ۷۵ میلیون یا بیشتر جمعیت دارد و نروژ تنها ۵ میلیون جمعیت دارد. صنعت نفت ایران و نروژ هر دو دولتی و اصطلاحاً state  هستند. صنعت نفت ایران صد و ده سال قدمت دارد، در حالیکه صنعت نفت نروژ فقط چهل سال از کشف آن می گذرد. صنعت نفت ایران نود و چند هزار کارمند رسمی و در کل دویست و چند هزار شاغل دارد. در حالیکه در صنعت نروژ کمتر از بیست و پنج هزار نفر شاغل هستند. صنعت نفت ایران تقریباً هیچ حضوری از ادامه خدمات فنی و مهندسی و انتقال تکنولوژی در صنعت نفت جهان ندارد. در حالیکه صنعت نفت نروژ به نزدیک سی کشور دنیا در زنجیره عظیم صنعت نفت از اکتشاف، حفاری، انتقال، پالایش، پتروشیمی و زنجیره تکمیلی صنایع پتروشیمی حضور دارد. صنعت نفت ایران چند سالی است بیش از سی درصد درآمد خود را در صندوقی به نام صندوق ذخیره ملی جمع آوری می کند که به چند صد میلیارد دلار هم نمی رسد. اما صندوق ذخیره­ی نروژ بیش از ۹۵۰ هزار میلیارد دلار ذخیره دارد. بزرگترین صندوق ذخیره در جهان است و بزودی موجودی آن از ۱۰۰۰ هزار میلیارد دلار خواهد گذشت. تولید تکنولوژی و بطور مشخص درصد درآمد حاصل از تولید لیسانس و رمز و رازهای صنعتی یا پتنت ها، تولید انسان های دانش بنیان با استانداردهای بین المللی و قادر به کار در شرکتهای جهانی نفتی، رقابت پذیری یا درجه­ی انحصاری و ده ­ها فاکتور دیگر را کنار می گذارم. حالا قضاوت کنیم که نفت بدست عقلا نعمت و بدست دیگران نقمت می شود یا خیر؟

 ۱۰ –  به یاد داشته باشیم پیشرفت ملی ما ایرانیان، پیشرفت شخصی ما، پیشرفت خانوادگی ما و پیشرفت شغلی و سازمانی ما در گرو پیشرفت یکایک همه ­ی ما با همدیگر است. عقلای عالم نه همدیگر را و نه دیگران را مسئول وضعیت موجود خودشان نمی دانند، بلکه با هم­کوششی، مسئولیت پذیری، اولویت بندی، نتیجه گرایی، فهمیدن دیگران و فهمیدن مسئله­ی دیگران پیش از تمنای فهمیده شدن توسط دیگران، انعطاف پذیر در تغییر روشها و بینش­هایشان و تحول و پیشرفت از مسیر عقلانیت، تفکر سیستماتیک، اندیشه ورزی نظامند، نونوارسازی به پیشرفت متوازن ملی دست می یابند. دعاگوی همه­ی شما در حال ترک حرم مقدس رضوی(ع) هستم. امیدوارم که عقلانیت، اندیشه ورزی روشمند و تفکر عبرت آموز منشا اقدام و عمل نصیب و روزی یکایک همه­ی ما باشد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.