نقش مدل های تعالی در پیشرفت متوازن ایرانیان

0 72

۱ – شنبه پنجم اسفندماه جاری، نتایج ارزیابی نزدیک به یکصد شرکت بزرگ ایرانی که به تنهایی بیش از ۴۰% صادرات غیرنفتی کشور در صنعت پتروشیمی کشور را انجام می دهند، برگزار شد. و از همان روز عصر همراه ۱۴ نفر از دیگر ارزیابان به مدت سه روز در خدمت استادی بین المللی از مرکز جهانی بنیاد مدیریت کیفیت اروپا و مدل تعالی EFQM بودیم و بسیار آموختیم. با اینکه سه روز فشرده از ۳۰/۸ صبح تا ۳۰/۱۸ عصر با احتساب یک ساعت برای ناهار و نماز هر روز ۹ ساعت در این کارگاه آموزشی مشغول آموختن و انجام کارهای گروهی و تمرینات شخصی بودیم .

۲ – آنچه ذهنم را به خود مشغول کرده است، اینکه نقش مدل های تعالی در پیشرفتِ متوازنِ  ایرانیان کجاست؟ چگونه می توانیم از این مدل برای ایجاد توازن در چهار حوزه ی زندگی خانوادگی، زندگی شخصی، زندگی شغلی یا سازمانی و زندگی اجتماعی خودمان استفاده کنیم؟ این مدل ها اصل فعالیت و تمرکز مفاهیم خود را بر سازمان ها قرار می دهند. حقیقتاً تمرکز درستی هم می باشد. یعنی آنچه امروز جوامع مختلف جهان از آلمان و ژاپن تا پاکستان و بنگلادش و از فنلاند و سوئیس تا سودان و افغانستان را از هم جدا می کند. سازمان های آن ها می باشد. یعنی اینکه درون سازمان های آن ها چه می گذرد.

۳ –  سازمان ها به نوبه ی خود از چهار جزء یا زیرسیستم ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، سطح تکنولوژی های سازمان و صدالبته به درجه ی توسعه یافتگی و رشد انسان های شاغل در آن سازمان بستگی دارد. در ادامه ی مطلب تمرکز اینجانب بر نقش این مدل ها در پیشرفت متوازن ما انسان ها بعنوان هدف هر پیشرفتی و ابزار هر پیشرفتی می باشد.

۴ –  در انتهای سال ۹۶ و همه ی ما در حال تحول سال و تحول در حال خودمان هستیم. پروفسور علی صاحبی در کتابی به نام  ” مائیم که اصل شادی وکان غمیم ” با الهام از شعری  خیام می نویسند:

مائیم که اصل شادی و کان غمیم                         سرمایه ی دادیم و نهاد ستمیم

پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم                          آئینه ی زنگ خوده و جاجمیم

 هدف و مقصود ما از زندگی چیست؟ چه چیزی زندگی ما را معنادار می کند؟ آیا هدف وجودی(مشترک) ما جستجوی خوشبختی و شادمانی است؟ سعادت و خوشبختی یک احساس است و ما(مشترکاً) مسئول ساختن این احساس هستیم. فعالیت های فکری و رفتاری گام به گام ما در مسیر حرکت بسوی آفرینش و خَلق سعادت و خوشبختی پایدار در زندگی مان چگونه باید باشد؟

۵ –  ما نیازمند این هستیم که براساس ابتدایی ترین وظیفه ی انسانی و برای اینکه خلق سعادت، خوشبختی از مسیر تندرسی، توانگری و طراوت یا نشاط برای همه ی ما مشترکاً اتفاق بیفتد، دو وظیفه ی مشترک داریم. در جهت کاهش رنج همدیگر بکوشیم. در جهت افزایش آگاهی همدیگر بکوشیم. باورمند بکوشیم. مستمر و پیوسته بکوشیم. هدفمند بکوشیم. روشمند بکوشیم و نهایتاً هوشمند بکوشیم. بایستیم. بازخورد بگیریم. اصلاح کنیم و دوباره بکوشیم یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ« اى انسان حقا که تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى کرد»(سوره انشقاق آیه ۶)  وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى « و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست» (سوره نجم آیه ۳۹). بشرطها و شروطها یعنی کوشش گروهی، باورمند، مستمر، هدفمند، روشمند و هوشمند و با چشم اندازی مشترک حرکت کنیم.

۶ –  براساس مدل تعالی، سرآمدی و بهبود، مسیر پیشرفت درونی شخص خودمان را روشن، مکتوب و دارای توالی منطقی با پیوستگی و تدریج گرائی منطق ترسیم، جاری، اصلاح و جهت دهی نمائیم. برای این منظور :

  • اطلاعاتی را جمع کنیم تا وضعیت موجود خودمان را بشناسیم. نقاط قوت، فرصت ها، تهدیدها و نقاط ضعف یا حوزه های قابل بهبود خود را روی کاغذ لیست کنیم.
  • خود ارزیابی را فراموش نکنیم. ما نیاز به ساعت سکوت داریم. پانزده دقیقه تا یک ساعت و پانزده دقیقه در هر روز به ارزیابی مکتوب خودمان در محیطی آرام و عاری از هر نوع موج (Wave Free) بپردازیم یعنی محیطی که موبایل، لپ تاپ، پی سی، تلفن ثابت، رادیو، تلویزیون یا ماهواره مزاحم ما نباشد.
  • برنامه ها، پروژه ها و اقدامات خود را اولویت بندی کنیم و برای هر یک از چهار حوزه ی زندگی خانوادگی، شخصی، سازمانی و اجتماعی پروژه های مکتوب و متوازنی داشته باشیم.

۷ –  تمامی این طراحی پروژه ها و برنامه ها برای این هستند که در ورطه ی اقدام و عمل قرار گیرد. عمل مستعدانه یا تعهد عمل گرایانه ی هریک از ما به نوبه ی خود ویژگی نظیر تفکر سیستمی، مسئولیت پذیری، نتیجه گرائی، هم کوششی، قدرت اولویت بندی، پیگیری هوشمند و نونوارسازی و بازخوردگیری روزانه ی هر یک از ما و جمع ما در خانواده، سازمان و همه ی ما در اجتماع دارد. دو صدگفته چون نیم کردار نیست.

۸ –  مدل های بهبود، سرآمدی و تعالی برای ارزیابی عملکرد و درجه تحقق اهداف، پروژه ها و برنامه های ما در عمل یک ابزار به نام سنجش “منطق رادار” معرفی می کند. این منطق به ما می گوید ابتدا بر مبنای چشم انداز، راهبردها، ماموریت ها، اهداف بنیادی، ارزشهای اساسی زندگی خود که قبلاً آنها را مکتوب و شفاف تبیین کرده ایم و اصطلاحاً ارکان جهت ساز زندگی خود را تعریف و مستند کرده ایم، رویکرد های پیشرفت و توسعه ی خود را تعیین کنیم . در مرحله دوم وارد اقدام و عمل شویم و این رویکردها برای پیشرفت و توسعه ی متوازن علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود در چهار حوزه ی خانوادگی، شخصی، شغلی و در متن هم زیستی با دیگران را در عمل به منصه ی ظهور برسانیم. با کوششی باورمند، هدفمند، روشمند، هوشمند با پیگیری مستمر و هم کوششی و بهره گیری از خرد جمعی و کار تیمی این کارها انجام می شود.

۹ – مرحله ی سوم براساس مدل بهبود، سرآمدی و تعالی برای پیشرفت متوازن ایرانیان از کار بازایستادن، توقف و حضور در ساعت سکوت در پایان هر روز، هر هفته، هر ماه، هر فصل و هر سال است تا خودمان از بیرون خودمان را تماشا کنیم. کجا هستیم، به چه جهتی حرکت می کنیم؟ مرحله ی چهارم اینکه نتایج تا امروزمان چه بوده است؟ روند فعالیت هایمان ما را به چه سرمنزل مقصودی خواهد رساند؟ برای اصلاح انحرافات چه اقداماتی باید انجام دهیم و دوباره به ابتدای گام اول برمی گردیم.

۱۰ –  در آستانه پایان سال ۹۶ و آغاز سال ۹۷ بهترین وقت بازاندیشی و طلب تحول در حال و احوال و منقلب شدن قلوب یکایک همه ی ما است. یادمان باشد آنچه ما را به اینجا رسانده است ما را به آنجا نمی رساند. برای پیشرفت متوازن ایرانیان باید یکایک ما تغییراتی عمیق و کوآنتومی را در انگاره ها، اندیشه ها، گفتار، کردار و رفتارهایمان پیدا کنیم تا نتایج ملموس و اثربخشی را تجربه کنیم. ثروتمندتر شویم. سالم تر شویم. شاداب تر شویم. توانمندتر شویم. معنوی تر شویم و همگی در جهت کاهش رنج ها و افزایش آگاهی های همدیگر به سبکی باورمندتر، هدفمندتر، روشمندتر، هوشمندانه تر و مستمرتر بکوشیم و بکوشیم و بکوشیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.