نقش مدیران و راهبران سازمان ها در پیشرفت ملی ایرانیان

0 52

۱- در جهان بیش از دویست کشور وجود دارد که در درون هر یک از این کشورها هزاران سازمان و گاهی بیش از ده هزار سازمان کوچک و بزرگ دولتی، عمومی و حتی خصوصی متکفل اداره هرکشوری هستند. امروز خصوصی ترین لایه های زندگی خصوصی، اجتماعی و شغلی شهروندان غوطه ور در سازمان ها شده است.

۲- وجه ممیزه ی جدی کشورها از یکدیگر را چرخه های بهره وری و کیفیت مدیریت و راهبری سازمان ها در آنها تعیین می کند. کشورهای پیشرفته، سازمان های پیشرفته ای دارند و کشورهای عقب مانده، سازمان های کُند و لَخت و راهبران سازمانی عقب مانده ای آنها را اداره می کند.

۳- راه حل منطقی و جهانی پیشرفت سازمان ها، تقویت و توسعه ی حرفه ای گرایی در تمامی سطوح سازمانی و به طور خاص در میان مدیران و راهبران سازمانها است.

۴- چرا این همه تاکید بر مدیران و راهبران سازمانی داریم؟ زیرا از نظر علمی ثابت شده است که حداقل هشتاد درصد پیشرفت یا عقب ماندگی یک سازمان، کارآیی یا بهره وری یک سازمان یا فقدان کارآیی و نابهره وری آن بدست ده درصد افراد راس آن سازمان و به طور خاص به دست یک درصد راهبران و مدیران ادارات، شرکتها یا موسسات رقم می خورد.

۵- در منطق استوار دینی، مولا علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید: ” النّاسُ عَلی دینٍ مُلوکِهُم ” یعنی مردم به شیوه حاکمان، مدیران و راهبران خویش زندگی می کنند. همچنین این بزرگوار در جای دیگری می فرماید: ”  اَلنّاسُ بِاُمَرائِهِمْ اَشْبَهُ مِنْهُمْ بِآبائِهِمْ ” یعنی مردم در شیوه عملکردی و رفتارهای اجتماعی و سازمانی خود به دولت مردان و مدیران خود شبیه تر از شبهات چهره هایشان به پدرانشان
می شوند.(تحفه العقول صفحه ۲۰۸)

۶- دو شیوه ی عمده در مدیریت یا راهبری سازمانی وجود دارد. اما فرقی نمی کند ما یا راهبری و یا مدیریت می کنیم. اداره سازمان
به شیوه مدیریت یا راهبری انجام می شود. از این جاست که مدیران و راهبران سازمانی از هم جدا می شوند. نمونه ی سازمان ها،
می تواند خانواده ی ما، مسجد محل ما، اداره محل کار ما یا یک سازمان مردم نهاد باشد.

 ۷- مدیران سازمانی کارشان پیگیری برنامه ها، هماهنگی کارها، سامان بخشی فعالیت ها، ایجاد ارتباط برای تعیین زمان و چگونگی انجام کارها است. این ها همه خوب و عالی است، اما مدیران در مجموع یک کار یعنی کنترل دیگران را انجام می دهند. این دیگران شامل افراد، منابع مالی و سرمایه زمانی در اختیار ایشان است.

۸- اما راهبران سازمانی، بینش بنیان هستند. زمان را در سه بُعد گذشته، حال و آینده مدیریت می کنند. راهبران، صاحب خلاقیت در ایده پردازی و نو آوری در کار آفرینی می باشند. راهبران انعطاف پذیرند و با حفظ جهت و اهداف، پیوسته در روش های انجام کارها بازنگری می کنند. راهبران سازمانی الهام بخشند و ارتباطشان را از طریق توضیح چگونگی و چرایی کارها دنبال می کنند. راهبران سازمانی، قابل اعتماد برای کارکنان، مشتریان و ارباب رجوع هستند و در یک کلام راهبران سازمانی به دنبال تحول، پیشرفت و انجام تغییرات پایدار و مانا در جهت تعالی سازمان ها هستند.

۹- علاوه بر این ها راهبران سازمانی توانایی مدیریت هیجانات، پیاده سازی حداقل بیست درصد حرف هایشان در ورطه اقدام و عمل، دارای مهارتِ پیگیریِ هوشمند کارها، صاحب قدرت مکتوب سازی و وجودشان مسبب ایجاد تفکر سیستمی و نظم رفتاری و ابزارشان هم کوششی از طریق خردجمعی در تصمیم گیری و کار تیمی در فاز اجرایی، توان اولویت بندی در تعیین اهداف و قبول مسئولیت تمامی نتایج سازمانی ناشی از عملکرد حال وگذشته خود و دیگران هستند. راهبران سازمانی نونوارسازی خود در چهار حوزه دانش تخصصی، تجربه تحلیلی، مهارتهای موثر اجتماعی و مبانی عملی حرفه ای گرایی با رویکرد تدریج گرایی منطقی و پیوستگی توأم
با آرامش، طراوت و نشاط سازمانی را دنبال می کنند.

۱۰- از یاد نبریم که پیشرفت ملی در چهار ساحت زندگی شخصی، زندگی خانوادگی، زندگی اجتماعی و زندگی سازمانی و شغلی و کاری هر ملتی از مسیر پیشرفت سازمان های آنها و توسط تصمیم سازی های حرفه ای کارکنان شان و تصمیم گیری بینش بنیان توسط راهبران و مدیران آنها صورت می پذیرد. آنچه ما هستیم و آنچه که می خواهیم بشویم و تمنا و آرزویی که روزی یکی از
ده کشور پیشرفته ی دنیا باشیم از مسیر حرفه ای گرایی در سازمان و مدیریت می گذرد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.