نقش پرورش هوش برای پیشرفت

0 42
  1. معروف است که در ۴۰ سال گذشته قریب به دومیلیون نفر از نخبگان برتر علمی و اقتصادی کشور از ایران مهاجرت کرده اند و تقریبا همین مقدار کارگر ساده از کشوری همسایه وارد ایران شده اند. اینجا خانواده تشکیل داده اند و به انجام کارهای سخت و زیان آور مشغول هستند و از این طریق نمودار متوسط هوش ریاضی ما ایرانیان در حال اُفت است.

۲- همان طور که می دانیم هوش ریاضی یا IQ معمولا وراثتی و تقریبا غیرقابل تغییر است. اما امروز علم بشر ده هوش دیگر را نیز شناسایی و معرفی نموده است که تمامی آنها بر خلاف هوش ریاضی قابل ارتقاء و بهبود مستمر هستند و اساسا بارورسازی و توسعه ی این انواع دیگر هوش هست که انسانها را در مسیر پیشرفت شخصی و خانوادگی و ملتها را در مسیر پیشرفت سازمانی و پیشرفت همه جانبه ی ملی از یکدیگر متمایز می کند.

  1. به لحاظ روانشناسی هوش حلقه ی اتصال بین استعداد و شایستگی می باشد. یعنی این انواع هوش های قابل پرورش ده گانه در کنار هوش ریاضی ابزاری برای مدیریت استعدادها و حرکت از توان بالقوه ی افراد، سازمانها و کشورها به سوی پیاده کردن شایستگی ها از مسیر شناسایی، گمارش، پرورش و ارتقای توانمندیهای رفتاری و حرفه ای افراد، خانواده ها، اجتماعات و سازمانها در مسیر ایجاد ارزش افزوده برای خودشان، برای خانواده یشان، برای اجتماعشان و برای کشورشان می باشد.
  2. اولین و مهمترین هوش قابل پرورش و ابزار پیشرفت هوش وقوف، آگاهی و داشتن فهم درست از نقاط قوت و نقاط قابل بهبود خود است. مطالعه ایی در ارتباط با این هوش نشان می دهد که ما ایرانی ها چهار تا یازده برابر نسبت به خودمان دچار توهم هستیم. یعنی تصور ذهنی ما از خودمان چهار تا یازده برابر بیشتر از آن چیزی است که هستیم. این توهم نسبت به خود یک مانع بزرگ توسعه ی فردی و پیشرفت ملی محسوب می شود. هوش دوم، هوش میان فردی است. یعنی اینکه چقدر ما می توانیم دیگران را بفهمیم. به دیگران گوش کنیم. جای دیگران قرار گیریم و همراه ایشان مسائل آنها یا خودمان را حل و فصل کنیم.
  3. هوش سوم که حلقه ی واصل بین استعداد و شایستگی های ما می شود، هوش معنوی می باشد. به طور ساده کسانی که هوش معنوی بالاتری دارند در جهت کاهش رنجها و آرامش آفرینی در زندگی شخصی خودشان، در زندگی خانواده و خاندان شان، در زندگی همراهان سازمانی و کاری شان و در زندگی همه ی هم نوعان خود اقدامی عملی انجام می دهند و به اصطلاح زندگی ایشان سرریز اجتماعی دارد. به قول معروف خیرشان به همه می رسد.
  4. هوش چهارم هوش مالی می باشد. یعنی اینکه دهم ماه تمام حقوقمان را خرج نکرده باشیم. کسانی که هوش مالی مطلوبی دارند، سی درصد درآمد خود را صرف زندگی جاری می نمایند. سی درصد را در کارهای میان مدت زندگی که معمولا بین صد روز تا یکسال یکبار تکرار می شود، مثل شهریه مدرسه، پول سفر یا دیگر خرج های ناگهانی هزینه می کنند و سی درصد سوم درآمد خود را صرف سرمایه گذاری در کارهایی با ماندگاری بین پنج تا پنجاه سال می نمایند. مثل خرید مسکن، سهام، خودرو، سکه، زمین و نظایر آن و ده درصد هم از درآمد مستقیم ماهیانه ی زندگی شان را به سرریز اجتماعی اختصاص می دهند. به قول دل کارنگی آنرا در جوی می ریزند تا به قول سعدی ایزد در بیابان آن را باز گرداند.
  5. پنجمین هوش، هوش اخلاقی است که تقویت آن بسیار سخت و زمان بر هم است. انسانهایی با هوش اخلاقی بالا یا ملت هایی با هوش اخلاقی برتر صفاتی نظیر راست گفتاری، درست کرداری، خویشتن داری، تاب آوری، شفافیت، مدیریت زمان، وفای به عهد، مردم داری، مدارا، مروت، پاک دستی و پاک دامنی در میان آنها موج می زند. ششمین هوش شامل هوش جسارت در بیان حقیقت و جسارت در درک حقیقت و پذیرش واقعیت در مورد خود، خانواده، سازمان یا کشور می باشد.
  6. هفتمین هوش که هوش ذهنی یا mental نامیده می شود، قدرت مدیریت و توان جهت دهی شصت هزار رشته فکری یا خطورات ذهنی را شامل می شود که هر روز در ذهن هر یک از ما می گذرد. که پرورش آن مستلزم ذهن آگاهی، اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به رشته های فکری و خطورات ذهنی می باشد. هشتمین هوش نامطلوبی نامیده می شود. هوش نامطلوبی همان است که شخصی بجای سرگرمی های با لذت لحظه ای و کوتاه مدت، مشقت یک امر نامطلوب را بر خود هموار می کند. نظیر اینکه شانزده تا بیست و چهار سال سختی و مشقت آموختن را به جان می خرد، در حالیکه کسان دیگر به تفریحات بی رویه نوجوانی و جوانی مشغول اند. یا شخصی نامطلوبی پرداخت اقساط و سختی معیشت را می پذیرد تا در بلند مدت بجای خوش نشینی اجاره نشینی مالک واحد مسکونی خود باشد.
  7. نهمین هوش، هوش اجتماعی یا هوش هیجانی می باشد که میوه ی آن صداقت، صراحت، صمیمیت و قاطعیت در عین لطافت در ارتباط با دیگران است و هوش دهم، هوش عملی نامیده می شود. ارتقای این هوش به حرکت ما از رویاپردازی، هدف گذاری، برنامه ریزی و نظایر آن به سوی اقدام عملی، تعهد عمل گرایانه و عمل متهدانه برای حصول به نتایج ملموس و قابل اندازه گیری از تلاش های باورمند، هدفمند، روشمند و هوشمند ما می باشد.
  8. از یاد نبریم که پیشرفت شخصی، پیشرفت خانوادگی، پیشرفت سازمانی و پیشرفت ملی هیچ کدام اتفاقی رخ نمی دهد و مستلزم مدیریت استعدادها، شامل شناسایی، گمارش و پرورش آنها از مسیر ابزارهای یازده گانه ی هوشی می باشد. ثمره ی آن شایستگی ها، توانمندیها، مهارتها و تکنیک هایی درون زاد، دانش بنیان و مردم نهاد است که ما را به مقاومت اقتصادی یا اقتصاد مقاومتی در تحقق عملی سند چشم انداز زندگی شخصی و ملی ما نزدیک می نماید و ما را ملتی و اشخاصی متمایز و شایسته تحسین تبدیل می کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.