پدر، مادر ما متهم ایم

0 61

پدر، مادر ما متهم ایم.

۱- در هفته ای که گذشت آتش نشانان فداکار، این فرزندان غیور و جان بر کف بزرگ مادران و سترگ پدران ایرانی، قربانی بی احتیاطی کاسبان و بی مبالاتی  مالکان و کم توجهی مسئولان  در کشور شدند، یادشان گرامی و راهشان پُر رهرو باد. اما پدر، مادر، خواهر و برادر ما متهم هستیم.

۲- حادثه تلخ فرو ریختن ساختمان پلاسکو در یکسال و پس از حوادث برخورد قطارها در هفت خوان سمنان و آتش سوزی مهیب در پتروشیمی بوعلی نشان جدی از ضعف مدیریت پیش آیندها، پس آیندها و مدیریت متن حوادث و بحرانها در کشور دارد.

۳- ما مردم ایران پس از هر حادثه طبیعی یا هر بحران غیرمترقبه دیگری هم دل می­شویم، دل سوز می شویم و در اوج احساسات پاک انسانی ابراز هم دردی می کنیم، کمک می کنیم و این بار هم حجله ها و ایستگاههای آتش نشانی را گلباران کردیم و بعد فراموش می کنیم و تا حادثه بعدی منتظر می مانیم.

۴- همدردی ها و همراهی هایی که با موج هیجانات و در اوج حوادث خلق می شوند با فروکش کردن موج و افتادن یاد حادثه از آن اوج فروکش می کند و می میرد و دوباره ما به رفتارهای طبیعی خود بر می گردیم. بدون اینکه در ورطه اقدام و عمل هیچ کنشگری یا پیش کنشگری داشته باشیم. فقط کار ما واکنش گری هیجانی است.

۵- به راستی چند نفر از ما در ده روز گذشته خانه خود را بیمه اختیاری آتش سوزی کردیم؟ چند نفر از ما برای منزلمان جعبه کمکهای اولیه تهیه کردیم؟ چندنفر از ما برای ماشین، مغازه، اداره یا خانه خود کپسول آتش نشانی تهیه نمودیم؟ چند نفر از ما دنبال آموزش امداد و نجات رفتیم؟ چند نفر از ما حتی یک ورق در مورد مدیریت بحران حوادث طبیعی یا غیر طبیعی مطالعه کردیم؟ تکنیکی آموختیم، مهارتی کسب کردیم، توانمندی ای ارتقا دادیم یا به شایستگی حرفه ای در مسیر مدیریت بحران رسیدیم؟ اینها بدیهی ترین وظایف ما شهروندان عادی در این خصوص می باشد.

۶- سهم سیستم و سازمان کجاست؟ سازمان مدیریت بحران کشور چه کاره است؟ قوانین و مقررات بازدارنده کجا هستند؟ دولت، دستگاه قضایی و سازمان عمومی شهرداری ها کجای قصه ی پُر غصه ی ما جا می گیرند؟ مدتی قبل برای آموختن و انتقال تکنولوژی سالم، ایمن و پاک برای کمتر از صد روز در کشور ژاپن به سر بردم. به همراه ۸ نفر از ۵ قاره دنیا از ۱۴ شهر ژاپن دیدن و در هر شهر خیمه زدیم. انتقال تجربه یکی از سه پیشرفته ترین کشورهای جهان در خصوص مدیریت بحران در چند بند را به اختصار بیان می کنیم. هر چند شرح کامل آن را درکتاب مدیریت در ژاپن آورده ام. شاید حکمتی برای ما باشد. پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: «الْحِکْمَهُ ضالَّهُ الْمُؤْمِنِ یَأْخُذُها حَیْثُ وَجَدَها» حکمت و دانش حکیمانه گمشده مؤمن است هر جا که آن را یافت، دریافت می کند.

۷- برای بهتر شدن، بهترینها را از  بهترینها بیاموزیم. ژاپنی ها در یکی از بحران خیزترین نقاط جهان قرار دارند. مجمع الجزایری که بالاترین تکانه ها از زلزله در جهان را تجربه می کنند. بدترین سونامی های جهان در سواحل آن می آید و کوههای آتش فشانی معروفی دارد. اما آنها ساماندهی، نظم و ترتیب، پاکیزه سازی، استاندارد سازی و انضباط را در راس نظام اداری و مدیریتی خود قرار داده اند. به نظر شما آیا ساختمان ۵۴ ساله استاندارد است؟ آیا می دانستید امروز افتخار شرکت ملی گاز ایران است که به یک ساختمان غیر استاندارد در قلب اقتصادی پایتخت هیچ انشعاب گازی نداده بود؟

۸- ژاپنی ها می گویند مدیریت یکی از پایه های چهار گانه پیشرفت در جهان است که در کنار ” فرهنگ برای خواستن”، ” دانش بر دانستن” و ” ابزارهای فناوری برای توانستن” پیشرفت ملی را ممکن می کند. آیا ما به رشد فرهنگی برای خواستن و برای برخاستن رسیده ایم یا همچنان با موج هیجانات هم دل  و همراه می شویم؟  باز فراموشی  و آلزایمر ملی می گیریم؟ قطعاً درکشور ایران دانش برای دانستن وجود دارد و امروز چهارمین کشور مهندس پرور جهان هستیم. اما آیا فناوری های ما به روز است و ابزارهای  مدیریت بحران را داریم؟ برای خود مدیریت از چه میزان دانش تخصصی و تجربه تحلیلی برخوردار هستیم؟ نتایج فریاد می زنند و واقعیتهای برای بودن از کسی اجازه نمی گیرند. پس از امروز و از شخص خودمان و از حوزه نفوذ شخصی، خانوادگی، اجتماعی و سازمانی که داریم شروع کنیم.

۹- ما حتی اگر به دنبال منافع شخصی خودمان هم هستیم باید این منافع را در بلند مدت ببینیم. بینش و درایت فهم منافع بلند مدت را درک کنیم. امروز علاوه بر شهدای قهرمان حادثه پلاسکو، ششصد واحد تولیدی فعال در صنعت پوشاک کشور همزمان تعطیل شده اند. قریب چهار هزار کارگر و کارفرما شغلشان را از دست دادند و نزدیک به هزار میلیارد تومان سرمایه شخصی و عمومی در کسری از روز به باد فنا رفت.

۱۰- بیاییم آخربین شویم. بیاییم بهبود مستمر  محصولات، خدمات و فعالیتهای خود را به هدف ثابت شخصی و سازمانی خود قرار دهیم. بیاییم برای بهبود کیفیت به بازرسی اتکا نکنیم. آموختن را به معانی عام آنرا فراروی خود قرار دهیم. بیاییم در ورطه اقدام و عمل از دادن شعارهای بی محتوا اجتناب کنیم. بیاییم خود اصلاحی مدیران،کارکنان و فرآیندها و سیستم­های سازمانی و ابر سیستم­های ملی را نصب العین خود قرار دهیم. بیاییم این همدلی هیجانی و احساسی خود را به قانون مداری و اخلاق مداری پایدار، مانا و با دوامی تبدیل کنیم که بر اساس عقلانیت، برنامه ریزی و تدریج گرایی منطقی در مسیر بهبود مستمر در چهار حوزه زندگی شخصی، خانوادگی، اجتماعی و سازمانی ما قرار بگیرد و ایرانی بسازیم که هر کس از هر کجای دنیا به ما نگاه کرد معجزه اسلام و معجزه مسلمان ایرانی را در مسیر پیشرفت ملی تحسین کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.